خرید بک لینک

درباره سایت

00:00:30

امکانات وب

اولین بار هایمان همیشه در خاطرم میماند رویا هایمان و تمام دوستت دارم هایی که میگفتی در عمیق ترین جای مغزم حک شده به ظاهر فراموش کرده ام هر چه بوده را اما عمق فاجعه را میدانم فاجعه همان وقت هاییست که عابران بوی تو را میدهند و نیمه شب ها موسیقی همیشگیمان از ماشین های کناری پخش میشود و من من ... منفجر

برچسب: نویسنده: پرهام حیدریان تاريخ: يکشنبه 11 تير 1396 ساعت: 6:41

» نمایش این صفحه بدین معناست که نویسنده وبلاگ یک مطلب را بصورت رمزدار درج کرده است و برای مشاهده کامل مطلب نیازمند آن هستید که کلمه عبور مرتبط با این مطلب را دانسته و وارد کنید.

برچسب: نویسنده: پرهام حیدریان تاريخ: يکشنبه 11 تير 1396 ساعت: 6:41

اسفند ؛ عین ِ پنجشنبه هاست . که همیشه صدبار قشنگ تر از جمعه هاست ! اصلا از همون شروعش قشنگه حس بوی بهار از پشت پنجره و آفتاب ِ گرم و بی جون از لای پرده ها روی پوست سرد خونه... شور ِ قشنگ چهارشنبه سوری اسفند یعني یک سال دیگه یعنی یه شانس دیگه * خیلی خوشحالم از اینکه امروز اولین روز اسفند هست

برچسب: نویسنده: پرهام حیدریان تاريخ: يکشنبه 11 تير 1396 ساعت: 6:41

* یه خبر خوب دارم و یه خبر بد...!

- خبر خوب ؟!

* داره ازدواج میکنه...

- خبر بد ؟!

- داره ازدواج میکنه.../.

پ.ن : آهای آشنای آشنا که اینجا هستی و اینجا رو میخونی ، بالای صفحه یه ضربدره ، روش یه کلیک کن و برو پی زندگیت :)

برچسب: نویسنده: پرهام حیدریان تاريخ: يکشنبه 11 تير 1396 ساعت: 6:41

سلام خدای خوبیها ....

امروز اولین روز سال نود و پنج است و من مطمئنم خدایی دارم که امسال را برایم بهترین سال زندگیم رقم خواهد زد .عاشقتم مهربون خدای من ؛)

برچسب: نویسنده: پرهام حیدریان تاريخ: يکشنبه 11 تير 1396 ساعت: 6:41

" وقتی تو میخندی دنیا ماله منه هرجا که تو باشی پیشت جای منه " * این آهنگ فوق العادس و چقدر دلم واسه خنده های خیلیها تنگ شده . پ.ن : من کلا میتونم بگم که در تمام روز به طور مرتب به تمام کارا و حرفا و حرکات و چهره و صدا و لباس پوشیدنا و خلاصه همه روزهایی که با حامدخان داشتیم فکر میکنم و هر روز یه ق

برچسب: نویسنده: پرهام حیدریان تاريخ: يکشنبه 11 تير 1396 ساعت: 6:41

" تمومِ جونِتَم واسه رو پا بودنت بذاری

بازم زانوهات خم میشه یه جاهایی..."

* خسته ، اماااااا ... با لبخند :)

پ.ن:این روزها به یه چیزی مثه معجزه یا شایدم فرامعجزه نیازمندیم .

برچسب: نویسنده: پرهام حیدریان تاريخ: يکشنبه 11 تير 1396 ساعت: 6:41

* و شاید مهر بیست سال دیگر، تو به عادت همیشه، وارد کلاس بشوی.به چهره های کم تجربه و مشتاق سی چهل تا دانشجو که زل زده اند به دهانت، سرسری نگاه کنی.لیست اسامی را برداری.عینکت را به چشم بزنی. میان پارمیدا ها و آرش ها و سارینا ها و کیان ها، به اسمی بربخوری که تو را به بیست سال قبل پرت کند.زیر لب بگویی م

برچسب: نویسنده: پرهام حیدریان تاريخ: يکشنبه 11 تير 1396 ساعت: 6:41

گفت : آدم ها دو جور گریه دارن ؛ وقتی که غمگینن و وقتی که خیلی خیلی غمگین... گفتم : خب مگه اینا فرقی هم دارن؟ گفت : اره ، دومی دیگه اشک نداره... پ.ن:اومدم مثلا از حال خوب این چند روزم بنویسم از دوستام،از دورهمی که قراره بعد شش هفت سال اتفاق بیفته، از حامد خان،از خوابم،از تیر ماه که گذشت و من نتونست

برچسب: نویسنده: پرهام حیدریان تاريخ: يکشنبه 11 تير 1396 ساعت: 6:41

امروز11/04/96 هست و من حدودا یکسالی هست پستی نذاشتم.امشب باز دلم هوس نوشتن کرد.یعنی از شاملو یه نوشته ای خوندم و دلم پر زد و اومدم .داشتم یه وبلاگ دیگه می ساختم تا شروع کنم به نوشتن دوباره ولی یکدفعه تصمیم گرفتم بیام اینجا و ادامه بدم.نشستم از اولین پستم خوندم و خیلی خودجوش یکمی تغییرات دادم و چندت

برچسب: نویسنده: پرهام حیدریان تاريخ: يکشنبه 11 تير 1396 ساعت: 6:41

صفحه بندی